تبليغاتX
شنبه بیست و نهم مهر 1385
استعفا

بدین وسیله من رسمآ از بزرگسالی استعفا میدهم ومسئولیت های یک کودک ۸ ساله را قبول میکنم .

میخواهم به یک ساندویچ فروشی بروم وفکر کنم انجا یک رستوران ۵ ستاره است

میخواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است چون میتوانم ان را بخورم!

میخواهم زیر یک درخت بزرگ بلوط بنشینم و با دوستانم بستنی بخورم.

میخواهم درون یک چاله اب بازی کنم و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم.

میخواهم به گذشته بر گردم وقتی همه چیز ساده بود وقتی داشتم رنگ ها را

جدول ضرب ها را و شعر های کودکانه را یاد میگرفتم.

وقتی نمیدانستم چه چیزهایی نمیدانم وهیچ اهمیتی هم نمیدادم.

میخواهم فکر کنم دنیا چه قدر خوب و زیباست و همه چه قدر راستگو و خوب هستند

میخواهم ایمان داشته باشم که هر چیزی ممکن است و میخواهم از پیچیدگی های دنیا بی خبر باشم.

میخواهم دوباره به همان زندگی ساده ی خود برگردم

نمیخواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری

خبرهای ناراحت کننده

صورت حساب

جریمه و...

میخواهم به نیروی لبخند ایمان داشته باشم

به یک کلمه ی محبت امیز

به عدالت

به صلح

به فرشتگان

به باران و به همه ی چیز های خوب.

این دسته چک من این کلید ماشین این کارت اعتباری و بقیه ی مدارک ... مال شما.

من رسمآ از بزرگسالی استعفا میدهم.

اگر میخواهید بیشتر از این با من بحث کنید باید بتوانید مرا بگیرید چون....!

.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.

انسان میتواند

بی انکه انسان بزرگی باشد

انسانی ازاده باشد

اما هیچ انسانی نمیتواند

 بی انکه ازاد باشد

 انسان بزرگی باشد

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

دانش

زندگی است

با بالهایش

*.*.*.*.*.*.*

چه فرقی میکند

که در شهر بزرگی زندگی کنی

یا در شهری کوچک؟

زندگی راستین در درون ماست.

برای خودم یک گلوله ی برفی درست کردم

یک گلوله ی گرد و قشنگ

گفتم خوب است نگهش بدارم

لباس راحتی برای استراحتش دوختم

یه بالشم واسه زیر سرش درست کردم

صبح که بلند شدم دیدم رفته

اما قبل از رفتن جاشو خیس کرده

 

+ نوشته شده توسط توت فرنگی
شنبه بیست و نهم مهر 1385
خدا لعنت کنه این بلاگ فا رو

یه عاااااااااااااااااااااااااااالمه نوشتم

هیشکدومو ثبت نکرد

+ نوشته شده توسط توت فرنگی